یکشنبه, 28 آبان 1396

 

گزارش تصويري حامد خان معزي از جلسه ي كتابخواني مورخ شنبه 94/5/3 را پيوند مي زنيم به شرحي فكاهي و مختصر از ارايه ي كارگروه كتابخواني شهروندي(با اجازه بزرگترا)

و اما اولين شنبد مردادي
شنبه جاي تمام شما كه نبوديد يك هواااااااااااااااااااااااااااااا خالي ، و دم آنها كه بودندددددددددددددددد بسي گرم بود (البته كولرها رو دير روشن كرده بودند ،كه يحتمل منشا گرماي مضاعف همين بوده smile emoticon )
لست مي تينگ ما اما حال و هواي دلربايي داشت و نكات بارزي:
اول تيم ارايه خودش را مقيد كرده بود كه فصلهاي نه تا هفده را بتركاند(باي سامورايي متد)و همين هم شد.
اصلا وضعيتي بود بسي روشنفكرانه اندر احوالات چالشهاي جامعه ي مدرن از ديدگاه "ايوان رائول گنزالس كليما"!هرچه كه در جلسات قبل عقب مي افتاديم از برنامه ارايه اين هفته جبران كرديم"رواني".

دويوم يك مديريت جهاني جديد براي جلسات نصب شده بود در حدِ،در حدِ،در حد.

سيوم يك بيل بيلك هاي قهويه ايِ روبان خورده ي ملوسي ، تهيه شده بود ،توسطِ دختركِ ديارِ اسب و تفنگ و كاراته و كلپچ. خوشمان آمدنددي(كلا ما از هر عريضه ايي كه در باب عشق باشد خوشمان مي آيد)

چهارم اما ارايه هاي فول آپشن اين كمپليت آنجلز بود (پاور پوينت بود كليپ بود كاردستي بود صداي قشنگ بود برنامه صدا و سيما بود و...) كه كامل و جامع تمام زواياي نقطه نظرات ايوان مهربون را شرح مي داد ، بدونِ هيچگونه زياده گويي و يا...

بعد از پشت سر گذاشتن قسمت شيرين برنامه كه به همت همون دخترك دوستدار كلپچ مورد اشاره در بالا مهيا شده بود به سراغ بخش نقد و نظر رفتيم.

ضريب حساسيت حاضران(حضرات سابق)نسبت به مفاهيم مطرح شده آنقدر دقيق شده بود كه كار به يخه و يقه و ... گيري داشت مي رسيد confused_rev emoticon .
در قسمتهاي انتهايي برنامه به راه حلهاي كليما براي كسب آرامش بيشتر همينطور نزديك و نزديك تر مي شديم كه مديريت پولادين با نشان دادن پرچم سرخ و پرتاب كلمات تهديد انگيزانه پايان جلسه را به ما گوشزد نمود.
باشد كه در راستاي جمع بندي كتاب در هفته ي آينده شاهد حضور دوستان ارجمند باشيم.
نكات بارز:
1-جاي بسي تعجب و تحير و تعمق و تفكر داشت مواضع دوست عزيز و فرزانه "مستر امير فشن كلاسيك جهانگيري" ملقب به "امير داماد" اندر موافقت و تاييد نويسنده ي كتاب
2-جاي بسي كيف داشت نقطه نظرات "دون مهدي اوري دي اين هاليدي منجزي" در موشكافيه داهيانه هفت جدِ ايوان :)(ما كه منتظريم بره كمي هم واسه حقوقي كه مي گيره كار كنه )