یکشنبه, 28 آبان 1396

محمد حياتي

«محمد حياتي» مترجم جوان و خوش آتيه اهوازي به سال 1362 در اهواز بدنيا آمده او ساكن اهواز و مدرس دانشگاه است. او پس از اتمام دوره دبيرستان، رشته دانشگاهي خود را زبان و ادبيات انگليسي انتخاب كرد و در اين رشته ادامه تحصيل داد. محمد حياتي انگليسي را خوب ترجمه مي كند و همچنين در انتخاب متون و داستان‌هايي كه ترجمه كرده است وسواس خاص و سخت گيرانه‌اي دارد چرا كه معتقد است مترجم بايد پايبند به متن اصلي باشد تا بتواند حق مطلب را ادا كند. وي مقالات، ترجمه‌ها و داستان‌هايش را از سال 1384 در ماهنامه‌ها و فصلنامه هاي مختلف فرهنگي كشور به چاپ رسانده است. از جمله اين نشريات مجله‌‌ي ادبي رودكي، گلستانه و همچين مجله تجربه مي‌باشند. والتر بنژامن در كتاب بازانديشي ترجمه اثر آنتوان برمان چاپ نشر قطره مي گويد: ترجمه خود را مثل يك اثر ادبي نمي بيند، بدين مي ماند كه در داخل يك مسير طولاني جنگلي زبان فرورفته باشد اما در خارج آن، روبه‌روي آن و بدون آن كه آن‌جا نفوذ كند، اصل را خواهان است در اين مكان واحد، آن‌جا، هر دفعه انعكاس زبان مادري مي‌تواند طنين زبان خارجي را منعكس كند. حياتي در كتاب خود «فراموش نكن كه خواهي مرد» بيشتر داستان‌هاي اين كتاب را به فراخور شخصيت داستان و با زبان روايي اين كاركترها ترجمه كرده است. اثر ديگر او «آنت ورپ» را در انتشارات شور آفرين به چاپ رساند، انتخاب اين دو كتاب و داستانهاي آن اينترنتي بوده است و حياتي سعي جد داشته كه اين آثار جايي ديگر ترجمه و تبع نشده باشد. کتاب «و آفتاب طلوع می کند» اثر تازه چاپ شده‌ی او بعد از نزدیک به هفت سال به تازگی مجوز چاپ گرفته است. دیگر اثر تازه او مجموعه داستان «امواج سرخ» است که ترجمه‌ی چند اثر معروف از نویسندگان چوان آنتوان چخوف، آنتونی تابکی و... می باشد. محمد حیاتی مترجم اهوازی را می توان در ردیف مترجمان خوب کشور قرار داد به شرطی که ناشران و دست درکاران نشر او را بیشتر کشف کنند.